مدح و مناجات با حضرت معصومه سلاماللهعلیها
خدا را شکر گرچه تلخکامم از غم دوران نمکگیر توأم، خون تو دارد در رگم جریان نمکگیر تو بودن، خاک پر اعجاز! شیرین است که شهد آب شورت میشود شیرینیِ سوهان نه تنها در حرم، هر گوشهات ابری شود قلبم ملائک میرسند از راه با تسبیحی از باران زیارتـنامۀ اشکم همینکه میشود نـازل به بهجت میرسم کنج حرم در مجلس ایمان گواهی میدهد خون شهیدان تو در تاریخ برای جاودان ماندن فقط باید گذشت از جان تمام مردم زحمتکـش تو خوب میدانند که گاهی فرق دارد در میان سفره نان با نان خیابانهایت از نام شهیدان وطن سرمست به سوی عرش دل را میبرد بی دوربرگردان تو یادم دادهای، شهر کرامت! مهربانی را که هرچه سخت دستم میرسد، میبخشمش آسان تو مرهم میگذاری روی زخم هر که شد محرم به سامان میرسانی هرکه را شد بیسر و سامان به لبخند برادرهای دینی میخورم سوگند بمانم با تو ای شهر رفاقت بر سر پیمان و صبحی عاقبت در جمکران آغاز خواهد شد طلوعی که به شب با یک اشاره میدهد پایان |